سالگرد عزیز و با عرض شرمندگی تولد نازنین زهرا
یکشنبه یعنی 16/11/90 بیستمین سالگرد فوت عزیز (مامان مامانی) بود. و بعد از ظهر هم جشن تولد نازنین زهرا برپا شد. صبح سالگرد .......... عصر جشن تولد جای همه خالی ... بنده خدا عزیز اصلا راضی به زحمت نبود. نه ؟؟؟؟ نازنین زهرای گلم تولدت مبارک باشه عمه جونم ایشالله صد سال دیگه سالگی ت رو جشن بگیریم. یعنی من زنده م تا بیام و وبلاگ رو آپ دیت کنم؟ عکس ها در ادامه مطلب .... با ما بیاید ..... عسلم تازه از خواب بیدار شده بود و لپ گلی شده بود. اونی هم که دستشه کادوی عمه اقدسه. پوله ... عسلم رو هوا زده ! فاطمه زهرا همش دلش میخواست اون فش...
نویسنده :
عمه مائده
19:14
عکس های تولد عمو محسن
روز جمعه ٤ آذر ماه به دعوت مامان جون و باباجون ناهار همه خانواده و دایی حسین رفتیم پدیده شاندیز. خیلی خوش گذشت. عکاس خوبی هم داشت (البته دایی میگفت). . اینم عکسای اون روز: ...
نویسنده :
عمه مائده
8:34
مسابقه نی نی و محرم
تولد عمو محسن
سلام امروز ٢٧ آبانه. تولد عمو محسن جونه. گوشتون رو بیارید جلو میخوام یه چیزی بگم. داره وارد ٣١ سالگی میشه. عموجونی تولدت مبارک. ایشالله صد ساله بشی. امسال یه فرقی با هر سال داره و اونم اینه که خانواده ما توی این جشن تولد یه مهمون تازه وارد هم داره. فاطمه زهرا خانوم به جمع ما خوش اومدی عزیزدل عمه. فکر کنم فاطمه زهرا امروز از صبح داره دس دسی میکنه. ایشالله قراره جمعه یا ٥ شنبه آینده به همین مناسبت بریم شاندیز. البته مهمون مامان جون و باباجون. جلو جلو دستشون درد نکنه. پدر و مادر فرشته های پاک خدا روی زمین هستن.
نویسنده :
عمه مائده
15:05
تولد عمو محسن
سلام امروز ٢٧ آبانه. تولد عمو محسن جونه. گوشتون رو بیارید جلو میخوام یه چیزی بگم. داره وارد ٣١ سالگی میشه. عموجونی تولدت مبارک. ایشالله صد ساله بشی. امسال یه فرقی با هر سال داره و اونم اینه که خانواده ما توی این جشن تولد یه مهمون تازه وارد هم داره. فاطمه زهرا خانوم به جمع ما خوش اومدی عزیزدل عمه. فکر کنم فاطمه زهرا امروز از صبح داره دس دسی میکنه. ایشالله قراره جمعه یا ٥ شنبه آینده به همین مناسبت بریم شاندیز. البته مهمون مامان جون و باباجون. جلو جلو دستشون درد نکنه. پدر و مادر فرشته های پاک خدا روی زمین هستن.
نویسنده :
عمه مائده
18:03
اولين مرواريد فاطمه زهرا جوانه زد
سلام امروز 4 آبان ماه 1390 چهارشنبه است. داشتم ميومدم مدرسه توي راه مامان زهرا (مامان فاطمه زهرا) بهم SMS زد و گفت: "عمه جان من دندان درآوردم!" اي جونم با اينكه اصلا حس و حال خوبي نداشتم و از صبح دمق بودم (آخه عشقم رفته ماموريت و من دلتنگشم! خدااااااااااااااا) ، ولي با ديدن اين SMS حالم سر جاش اومد و سر كيف اومدم. آخه ديشب مامان زهرا زنگ زد و گفت فاطمه زهرا تب كرده و امشب (يعني ديشب) نميتونه بياد خونه مامان اينا. خدا جون ممنون كه گل دختر ما نسبتا راحت دندون درآورد و از اين بعد ميتونه ژلو خورشت درسته بخوره. آخ جون ... عزيزم اولين مرواريد قشنگت مباركت باشه... ميبوسمت جيگرم ...
نویسنده :
عمه مائده
10:56




