مامان زینبم مریض شده ... هیس
سه شنبه شب بعد از افطاری مامان جون مامان زینب خیلی حالش بد شد. تا حدی که بابامهدی مامان زینب و برد درمانگاه حیات و بهش سرم وصل کرد و چهار تا آمپول هم بهش زد. آخه ماه رمضون مامانم و ضعیف کرده. دکتر گفت باید تقویت بشه. پس من و داداشم از هم جدا شدیم تا کمتر شیطونی کنیم و مامانم یه کم استراحت و کنه و بهتر بشه. من رفتم خونه مامان جون و با حامد و محمد بودم و داداش سبحانم هم موند پیش مامان زینب تا ازش مراقبت کنه. مامان زینب جونم دعا میکنم زودتر خوب شی. ...
نویسنده :
عمه مائده
1:55




